close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
سیستم های ژئومورفیک

علوم زمین و توسعه

GIS یک علم است نه یک نرم افزار

سیستم های ژئومورفیک

تعريف سيستم : سيستم مجموعه اي از اجزاست كه در يك رابطه ي منظم با يكديگر فعاليت مي كنند.

يا سيستم مجموعه اي از اجزاي مرتبط است كه در راستاي دستيابي به ماموريت خاصي يك نوع ماموريت خاصي بين آنها به وجود مي آيد . پس مي توان گفت كه سيستم يك كل است كه نمي توان آن را به اجزاء مستقل تقسيم نمود.

تعادل در سيستم : ميزاني كه در آن برونداد سيستم نسبت به درون داد سيستم تنظيم و تعديل مي شود معيار تعادل سيستم است. مثلا در سيستم هاي ساده اين تعادل با دانش برون داد بصورت كاملا منفعل برقرار مي شود ، به عنوان مثال ميزان تخليه ي آب يك درياچه با بستر سنگي نسبت به مقدار ورود آب به درياچه متغير است اما در بيشتر وقت ها تغييرات ميان داد بر اثر فرآيند پس خورند در درون داد تاثير مي گذارد.

پس خورند : پس خورند فرآيندي است كه يك سيگنال از زنجيره اي از روابط عليعبور كرده تا اينكه مجددا بر خودش تاثير بگذارد.

1-  پس خورند مثبت : افزايش ( كاهش ) يكي متغير موجب افزايش ( كاهش ) بيشتر آن متغير مي شود.

2-  پس خورند منفي : افزايش ( كاهش ) يك متغير موجب كاهش ( افزايش ) بيشتر آن متغير مي شود.

 

مثال 1 : زماني كه افزايش بارندگي سبب افزايش جريان آب هاي سطحي زمين و آن خود نيز سبب افزايش جابجايي خاكهاي سطحي زمين و با ساختماني ناپيوسته مي شود و سپس به لايه ي زيرين با نفوذ پذيري كمتر برخورد كند و اين لايه موجب نفوذ كمتر آب سطحي و افزايش فرسايش و رواناب سطحي مي گردد.

مثال 2 : رودخانه تا جايي كه مي تواند باري را جابه جا كند و اگر مقدار بيروني تخليه بار تغيير نكند رودخانه در زماني كوتاه نه فرسايش مي يابد و نه رسوب مي كند و اگر جريان به بخشي با شيبي تندتر برسد سرعت آن افزايش يافته و فرسايش بيشتر مي شود و سبب كم شيب تر شدن بستر مي شود .رسيدن جريان به بخشي با شيب كمتر تاثير معكوس داشته و سبب افزايش شيب بستر بر اثر رسوبگذاري مي شود.

سيستم ژئومورفيك : عبارت است از ساختماني با اثر متقابل فرآيندها و شكل هاي زمين كه به طور مجزا يا مشتركا عمل كرده و مجموعه اي از واحدهاي شكلي زمين را ايجاد مي كنند .

مثال : يك حوضه  زهكشي همراه با قله هاي بهم مرتبط ( خطوط تقسيم آب ، تپه ها و شبكه ي زهكشي و مجراهاي اصلي آبرفتي ) كه حفظ چنين سيستمي به مقدار ورودي مواد ، به سيستم جابه جايي آن داخل سيستم و خروج مواد از داخل سيستم بستگي دارد.و اگر ما اين سيستم را به 3 بخش تقسيم كنيم بخش بالايي آن محل اوليه ي پيرايش مود رسوبي است ، منطقه ي 2 محل عبور يا حول مواد است و منطقه 3  حوضه ي رسوبي يا منطقه ي ته نشت مواد است.

مطالعات ژئومورفيك طيف وسيعي از دو نگرش اساسي را در بر مي گيرد.

1 – مطالعات تاريخي كه مي كوشد بر اساس نشانه هاي فرسايشي و رسوبي در سطح زمين به توالي حوادث تاريخي زمين پي ببرد مانند فعاليت هاي زمين ساختي ، سطح دريا و اوضاع اقليمي .

2 – مطالعات تجربي در زمينه ي فرآيندهاي متداول معاصر و بررسي رفتار مواد تشكيل دهنده ي زمين كه به طور مستقيم قابل مشاهده اند و ژئومورفولوژيستها را در شناخت ثبات و تغيير شكل هاي زمين ياري مي دهند.

 

 

پاسخ پيچيده و آستانه ها

دو مفهوم ديگر ژئومورفيك كه در فهم بيشتر و بهتر ماهيت تكامل و چشم انداز خشكي موثرند عبارتند از "پاسخ پيچيده " و " آستانه ها " ي ژئومورفيك .

ارتباط پيچيده بين بخش هاي مختلف سيستم هاي ژئومورفيك ( براي مثال بين آبراهه هاي اصلي آبرفتي ، شبكه جريان فرعي ، شيب هاي پاي كوه ، عناصر دامنه هاي اصلي كناره ي دره ، راس هاي دره و خطوط تقسيم آب ) ايجاب مي كند كه تغيير اعمال شده ي بيروني َ، با گذشت زمان هاي طولاني در تمام سيستم به صورتي پيچيده پخش شود . چه بسا هر بخش براي رسيدن به تعادل تازه ي خود تغييرات زيادي را متحمل شود . اين مطلب بدين معناست كه كنش هاي هر سيستم نا مشخص است ، به حدي كه هميشه نمي توان در خصوص نتايج ناشي از محرك معين براي ايجاد تغيير ، طرحي واحد و فوري پيش بيني كرد. براي مثال ، وقتي كه حوضه هاي آزمايشي كوچك زهكشي دوباره جوان مي شوند ، اين سيستم فقط به برش بستر پاسخ نمي دهد ، بلكه با ايجاد برش ، افزايش و تجديد شيارها به جستجوي تعادل جديد مي پردازد . اين كنش ، نمونه اي از پاسخ پيچيده سيستم است . پيچيدگي پاسخ به آستانه ها نيز مربوط مي شود. حد آستانه نيز با علل " داخلي " يا  " خارجي " ارتباط دارد. آستانه ممكن است از عامل خارجي تاثير پذيرد . براي مثال ، تغييرات شديد اقليمي ، پوشش گياهي را از بين برده ، زمين را در معرض فرسايش قرار مي دهد و شكل زمين را از آنچه قبلا بود ، كاملا متمايز مي كند ، به طوري كه حتي پس از بازگشت وضع اقليمي به حالت اوليه ، زمين در بازيابي ناتوان است . تاثير عامل داخلي بر آستانه زماني است كه رسوبات جمع شده در داخل سيستم رودخانه اي ( مثلا در دشت سيلابي يا بر روي دامنه ها ) در شيب هاي تند آستانه اي به حالت عدم تعادل درآيند و پديده هاي فرسايشي را افزايش دهند.

هنگامي كه اثر متغيرهاي خارجي ، همچون ناهمواري حاصل از پديده ايزوستازي ، با تاثيرات پاسخ پيچيده و آستانه هاي ژئومورفيك جمع شود ، بديهي است كه برهنه سازي پوشش گياهي – دست كم در مراحل نخستين چرخه ي ژئومورفيك – بر خلاف آنچه در چرخه ي ديويس فرض شده ، فرآيندي ساده و پيشرونده نخواهد بود ، بلكه شامل پديده هايي فرسايشي خواهد بود كه تحت تاثير مراحل آرامش نسبي از هم جدا شده و سلسله وقايع پيچيده اي را به وجود آورده است. بيشتر اين پيچيدگي ، ناشي از تاخير انتشار اين تاثيرات در سطح زمين است. مثلا تغييرات آبراهه ها كه نزديك دهانه ي حوضه زهكشي در پي برش اتفاق مي افتد پاسخي به اوضاع حاكم بر آن زمان و مكان است ، در حالي كه اين آبراهه ممكن است براي تغييرات ناشي از اين برش كه در بخش بالايي سيستم رودخانه اي اعمال شده است آمادگي نداشته باشد . بنابراين هنگامي كه پاسخ بخش بالايي ظاهر مي شود حفر در بخش پاييني با رسوبگذاري همراه است.

 

مقياس ژئومورفيك :

مكان و زمان ، قالب هايي انفعالي نيستند كه حوادث در چهارچوب آنها اتفاق بيافتد ، بلكه از خود واكنش نشان مي دهند و خود را بر پديده ها تحميل مي كنند . اين روند ما را  مجبور مي كند تا عوامل تاثير و تاثر و تغييرات متقابل را به منظور ايجاد حالت تعادل بر اساس آنها ( زمان و مكان )‌انتخاب كنيم.

الف ) مقياس زماني :

سه مقياس زماني براي تفسيرهاي ژئومورفيك جالب توجه است .

1-  زمان چرخه اي : زمان بندي هاي طولاني زمين شناختي را در برمي گيرد كه با مقياس ميليون ها سال سنجيده مي شود و براي بررسي منطقه هاي وسيع با تغييرات آرام و تجمعي مناسب است . متغيرهاي اصلي  و مستقل كنترل كننده ي شكل هاي چرخه اي زمين عبارتند از : زمان ، ناهمواري اوليه يا اختلاف ارتفاع كلي بين بخش هاي مرتفع و پست كه بر اثر حركات زمين ، فعاليت هاي آتشفشاني يا تغييرات سطح دريا پديد آمده است و بر شيب زمين و به دنبال آن ، بر ميزان تخريب در بخش پاييني جريان اثر مي گذارد. زمين شناسي يا جنس سنگ و ساختمان زمين و اقليم كه بر مقدار آب جاري در سطح زمين و نوع پوشش گياهي و جز اين موثر است.از سوي ديگر ، روشن است كه نوع پوشش گياهي و تراكم آن ، ناهمواري موجود در زمان معين ، دبي رودخانه و رواناب دامنه و ميزان تخليه رسوب در واحد سطح ، شكل شبكه زهكشي ( مثلا تراكم خطوط زهكشي در هر كيلومتر مربع ) ، شكل دامنه هاي فرسايشي تپه و مقدار كل تخليه آب و رسوب از يك منطقه وسيع ، متغيرهاي وابسته هستند.

2-زمان درجه بندي شده : اين مقياس براي گستره هاي زماني كوتاهتر كاربرد دارد كه در خلال آن ، مناطق كوچكتر مانند دامنه ي تپه ها و شاخه هاي رود ،‌به تعادلي يكنواخت مي رسند . اين مجموعه بر اثر پس خورند منفي باعث نوساناتي در پيرامون موقعيت متوسط شكل يا ميزان جابجايي مي شود كه به فرايندهاي محرك آنها ارتباط دارد. اين حالت تعادل ، متغيرهاي زمان و ناهمواري اوليه ( متغيرهاي كنترلي ) را بي اثر مي كند ، متغيرهاي زمين شناسي و اقليم – كه پوشش گياهي ، ناهمواري هاي موجود و مقدار تخليه ي آب و رسوب در واحد سطح سبب پيوند آنها به هم شده است – متغيرهاي مستقل هستند و شكل شبكه زهكشي ، شكل دامنه ي تپه و مقدار كل تخليه ي آب و رسوب به صورت متغيرهاي وابسته باقي مي مانند . اين تغييرات در عملكرد متغيرها بر گستره زماني كوتاهي اشاره دارد كه در خلال آن ، متغيرهايي مانند پوشش گياهي ، ناهمواري موجود و مقدار متوسط تخليه ي آب و رسوب در واحد سطح را مي توان ثابت در نظر گرفت . در اين زمان كوتاه ، اثر اين متغيرها در شكل موجود شبكه هاي زهكشي ، شيب تپه ها و مقدار كل تخليه ي منطقه اي آب و رسوب تقسيم شده كه تغييرات آنها به صورت نوسانهايي در پيرامون مقادير ثابت ميانگين بروز مي كند.

3-                     زمان يكنواخت : اين زمان كوتاه است و در مناطق كوچك به كار مي رود ( براي مثال ،‌بخش كوچكي از رود يا بخشي از شيب ) . در چنين وضعيتي روشن است كه تنها متغير وابسته ي اين مقياس ، تخليه ي آب و رسوب است و متغيرهاي ديگر را مي توان متغيرهاي مستقل دانست.

با توجه به اين سه مقياس زماني ، هر شكل مشخصي از زمين را مي توان به صورت درجه بندي شده متناسب با واحدهاي فضايي تصور كرد . مقياس هايي را كه از اينها كوچكترند بخوبي مي توان در مقياس زماني درجه بندي شده يا يكنواخت بررسي كرد. به اين ترتيب كه زمان هاي كوتاه آرامش آن ها را بايد در اصطلاح نسبت زمان فعاليت به زمان تعادل جستجو كرد ، در حاليكه گستره هاي زماني چرخه اي را بايد در نسبت مفهوم تاريخي به تكاملي جستجو كرد . با توجه به اينكه براي زمين شناسان ، تاريخ طولاني زمين مطرح است ، شكل شبكه ي زهكشي ، متغير وابسته اي است كه زمان ، اقليم ، زمين شناسي ، پوشش گياهي ، برجستگي و مقدار رواناب حاصل از آب و رسوب ، كنترل كننده آن است . در حالي كه براي هيدرولوژيست ها كه به مقدار روزانه آب توجه دارند شكل شبكه زهكشي متغيري مستقل است كه در الگوي زماني رواناب منطقه تاثير مي گذارد.

        ب) مقياس هاي مكاني ( فضايي )

مقياس هاي مكاني نيز مانند مقياس هاي زماني فعالند ، به طوري كه اين مقياسها صرفا بين بررسيهاي رويدادهاي مختلف كه از جنبه هاي ديگر به هم شبيهند ، فرق نمي گذارند . مقياس هاي مكاني ، خود بر ويژگيهاي داخلي ساختماني و فرايندي اشاره دارد كه رنگ و بوي خاصي به كار ژئومورفيك مي بخشد . در مقياس هاي متفاوت مكاني متغيرهاي مختلفي غالبند . سطوح متفاوتي از تعميم به كار گرفته مي شود و حتي مسائل مختلفي شناخته مي شود .

اگر چه ژئومورفيست ها در انواع مقياس هاي وسيع مكاني به بررسي مسائل پرداخته اند ، مدت كوتاهي است كه نقش پوياي مقياس ها آشكار شده است. در اغلب كارهاي كلاسيك ، مقياس مكاني مطلق است و واضح نيست .

محدوديت هاي مقياس هاي مكاني در ژئومورفولوژي به طور ذاتي در مقياس هاي زماني نيز وجود دارد . عملكرد فرايند ها در مقياس هاي مختلف و پر وسعت زمين ، يكسان و يكنواخت نيست . براي مثال ، چون شديدترين باران ها معمولا نتيجه ي هسته هاي توفاني با اندازه ي كوچك است در حوضه هاي كوچك كه گاه به طور تصادفي در معرض طوفان هاي سيل آسا قرار مي گيرد ، فزوني رواناب و فرسايش شديد در واحد سطح ، نسبت به حوضه هاي بزرگتر ملموس تر است . بارندگي بر بخش كوچكي از اين حوضه هاي بزرگ اثر مي گذارد . نمونه اي ديگر از اين ارتباط داخلي بين فرايند و مقياس مكاني را مي توان در شكل بستر رود جستجو كرد . در بسترها ماسه اي ، انواع شكلهاي كوچك( مانند ريپل ها و تپه هاي ماسه اي ) با شدت هاي مختلف جريان ارتباط دارند ، اما اگر اين شكل هاي كوچك را كه طول موج هاي آنها بر حسب سانتيمتر اندازه گيري مي شود در مقياس هاي بزرگتر قرار دهيم ، قسمت هاي كم عمق رود ، حوضچه ها و سدها ، مجموعه اي از مناطق كم عمق و عميق را در بخشي از رودخانه نشان مي دهند كه طول موجهايي در حدود دهها متر دارند . در مقياس بزرگتر ، رودخانه شكل مئاندري به خود مي گيرد كه طول موج چند كيلومتري دارد . با توجه به همه ي اين مسائل ، ژئومورفولوژيست بايد بتواند سيستم مورفولوژيك را در همه ي مقياس هاي زماني و مكاني بررسي كند .

نظم و ترتيب زماني در رده بندي شكل هاي زمين

رده

نمونه ها

اول

دوم

 

سوم

 

چهارم

 

پنجم

 

ششم

 

 

هفتم

هشتم

 

نهم

 

دهم

قاره ها ، اقيانوسها ، صفحات زمين ، مناطق نزديك شونده زمين ، مناطق دورشونده زمين

ايالتهاي فيزيوگرافيك ، دامنه هاي كوه ، ماسيفها (گرانكوهها ) ، فلاتها ، زمينهاي پست ، دشتهاي تراكمي ، فرو رفتگيهاي تكتونيك ( كه با واحدهاي "مورفواستراكچرال" روسي برابر است )

واحدهاي زمين شناختي در مقياس متوسط ، مانند تناوب هاي چين خورده ،‌قطعه هاي گسل خورده ، گنبدها و آتش فشانها

واحدهاي فرسايشي – رسوب گذاري در مقياس وسيع ،‌مانند دره هاي وسيع ،‌دلتاها و سواحل طولاني و ممتد

واحدهاي فرسايشي – رسوب گذاري در مقياس متوسط ،‌دره هاي كوچكتر ، دشت سيلابي ، مخروط افكنه ها ،‌سيركها ، مورنها (يخرفتها )

واحدهاي فرسايشي – رسوبگذاري در مقياس كوچك ، دره هاي كوچك ، سدهاي ساحلي ، تپه هاي ماسه اي

شيب دامنه ي تپه ها ، كشيدگي و امتداد آبراهه ي جريان

سطوح شيبدار و صاف ، آبگيرها ، امواج كوچك

بستر جريان و ريپلهاي ماسه اي بادي ، تراستها يا تختانكهاي شيبدار

ناهمواريهاي كوچك كه در سطوح قلوه سنگها و ذرات ماسه ها به طور انفرادي مشاهده مي شود .

 

 

سيستم هاي ژئومورفيك :

1 ) سيستم يخچالي  2 ) سيستم بادي  3 ) سيستم رودخانه اي  4 ) سيستم دامنه اي  5) سيستم ساحلي

   1 ) سيستم يخچالي :

سيستم فرسايش يخچالي فرايندهاي حاكم بر قلمروهاي سرد در عرض هاي جغرافيايي بالاست . در اين قلمرو با توجه بيلان منفي تشعشع خورشيدي ، سرماي شديد حكمفرماست و ميانگين دما پايين است.

از ويژگي خاص قلمرو يخچالي ، يخبندان دائمي است كه حدود آن با قلمرو مجاور يخچالي توسط مرز برفهاي دائمي جدا مي شود . بنابراين اشكال ناهمواري اين محدوده مستقيما از دخالت و عملكرد يخچالها حاصل مي شود .

فرآيندهاي سيستم فرسايش يخچالي :

يخچالها توده ي بزرگي از يخ هستند كه در روي دوختگي و دريا يافت مي شوند . يخ يخچالها از انجماد آب درياچه ها و يا آبهاي زميني حاصل نمي شود بلكه بر اثر تجمع مداوم برف به وجود مي آيد . در واقع توده هاي برف بر اثر وزن خود توده ، بصورت يك توده ي يخي متبلور شده و يخ را به وجود مي آورد .

يخ بي حركت نيست و تحت فشار وزن خود توده و نيروي جاذبه ، همواره از بالادست به طرف پايين دست جا به جا مي شود و سرعت حركت يخچالهاي مختلف متفاوت است . سرعت يخچال نسبت به شيب بسته ي آن و همچنين نسبت به فصل نيز متغير است . سرعت يخچال همواره با ساير عوامل از قبيل وضعيت توبوگرافي و جنس سنگ هاي بستر يخچال و شدت عمل يخچال ارتباط دارد .

مهم ترين فرايند اين سيستم ، همان حركت توده هاي يخي است . با توجه به اينكه اين يخها به يخرفت مسلح هستند قادرند مسير حركت خود را به طور محسوس تغيير شكل دهند و همانند ساير عوامل فرسايش اين تغيير شكل ها به صورت حفر – برداشت و تراكم انجام مي شود .

در بخش مرزي اين قلمرو امكان ذوب فصلي و يخبندان مجدد وجود دارد . بنابراين تخريب مكانيكي نيز يكي ديگر از فرايند هاي اين قلمرو به شمار مي رود .

بر اثر ذوب يخ جريان هاي موقت به وجود مي آيند . اين جريان ها را نسبت به موقع آن ها در ارتباط با يخچالها به 3 نوع شبكه تقسيم مي كنند كه عبارتند از : جريان هاي زير يخچالي سوپرگلاسير،‌ جريان هاي مجاور يخچالي پروگلاسي  و جريان هاي فوق يخچالي سوپر گلاسير.

اين جريان ها مستقيما تابعي از رژيم حرارتي يخچال مي باشند . در حالت كلي نقش فرسايش اين يخچالها بسيار محدود است ، زيرا فقط در بعضي نواحي و در دوره ي كوتاه ذوب تابستاني فعال اند .

يكي ديگر از فرايندها باد است كه ممكن است منشاء متفاوتي داشته باشند . يكي از مهم ترين آن ها بادي است كه منشاء قطبي دارد و به صورت نزولي از گنبدهاي يخي سرازير مي شود..

لندفرم هاي سيستم فرسايش يخچالي :

يخچالهاي قاره اي چشم اندازي را كه مي پوشانند به طور عمده دچار تغيير مي كنند . جريان يخ يا يخچال هاي قاره اي صفت حركت مقداري زياد خاك و مواد سطح زمين را كنده و با خود حمل مي كنند . با توجه به ليتولوژي بستر جريان مقدار و حجم خود انتقالي متفاوت است . از مهم ترين اين ويژگي ها مي توان دماي توده يخ – تراكم و سرعت آن را نام برد .

بخشي از اين مواد و بار يخچالي – ريزدانه است ، اما بخش اعظم آن شامل ذرات درشت دانه از قبيل شن ، قطعه سنگ و حتي بزرگتر از آن است . بنابراين صفحات يخي موادي كه با خود حمل مي كنند حين انجام عمل فرسايش در مسير راه بخشي از بار خود را ته نشين مي كند . بخشي از مواد حمل شده مسير طولاني را طي كرده و در مجاورت حواشي يخچال نهشته مي شوند . حاصل اين نهشته گذاري ايجاد لندفرم هاي توابعي از قبيل مورن ها ، دروملين ها ، اسكر ها ، كتل ها ، رسوبات درياچه اي و دشت هاي يخي آبرفتي است .

2 ) سيستم بادي :

سيستم بادي حاصل دخالت نيرويي است كه از جريان هوا منشاء مي گيرد . اين نيرو هر اندازه باشد هميشه و در همه جا نمي تواند از نظر شكل سازي در ايجاد ناهمواري نقشي ايفا كند . همانند آبهاي جاري ، بخشي از اين نيرو به مصرف گرما و مالش مي رسد . چنانچه در شرايط مساعد هنوز نيروي مازادي داشته باشد توانايي جابه جايي ماسه هاي بسيار ريزدانه را خواهد داشت . فقط در چنين شرايطي است كه مي توان از سيستم  بادي سخن به ميان آورد . آزمايش هاي متعدد نشان داده است كه چنانچه در نواحي خشك ، سرعت بادي به حداقل 4.5 متر بر ثانيه برسد مي تواند به عنوان عامل فرسايش مورد توجه باشد . از اين مرحله به بعد تغييرات ميزان سرعت ، تغييرات نحوه ي عملكرد سيستم  بادي را به دنبال خواهد داشت . اگر ميزان سرعت افزايش يابد سيستم در مرحله ي كاوشي قرار مي گيرد . ولي در صورت كاهش سرعت ، سيستم تراكمي خواهد بود . آثار مراحل حمل و كاوش و تراكم در بيابان هاي نواحي خشك به فراواني مشاهده مي شوند .

اشكال و فرايند سيستم بادي :

در سطح بيابان ها ، دشت هاي ريگي يكي از فراوان ترين عارضه ي سيستم كاوشي باد است  كه در عكس هاي هوايي به خاطر تيرگي رنگ آن ها قابل تشخيص اند . هنگامي كه طوفان ها به ذرات ماسه اي سختي مسلح باشند ، بر اثر ضربات آنها به تدريج شيارهاي موازي در مسير حركت بادها به وجود مي آيند كه اصطلاح عمومي آنها ياردانگ است . در حد فاصل شيارها ، تپه هاي طولي نامتقارني وجود دارد كه در جهت حركت باد كشيده شده اند . سنگ هاي تخريبي و تبخيري ، مناسبترين شرايط را در پيدايش ياردانگ دارا مي باشند . مشخص ترين نمونه اين عارضه در ايران ، در دشت مركزي لوت وجود دارد كه كلوت و كلوتك ناميده مي شوند. بر اثر شدت فرسايش باد و فرسودگي هاي تپه ها ، اشكال قارچي شكل به وجود مي آيند . قلوه سنگ هاي سه وجهي و حفره هاي متراكم كندوي زنبور عسل ، چهره هاي ديگري از سيستم كاوشي باد مي باشند .

اهميت نقش سيستم بادي ، بيشتر در چهره تراكم ماسه ها در اشكال متنوع ظاهر مي شود . فراوان ترين شكل تراكم ماسه ، در پناه موانع سنگي يا گياهي به وجود مي آيند . مهم ترين اين اشكال شامل : پيكان ماسه اي و نبكا در اندازه هاي متفاوت مي باشند . مرتفع ترين نبكاهاي ايران در مغرب دشت لوت و متراكم ترين آنها در جازموريان شناخته شده اند .

فراوان ترين تپه هاي متحرك ماسه اي ،‌پيكرا يا برخان نام دارد كه بيشتر بر سطح دشت هاي هموار ريگي تشكيل مي شود . بدنه هاي هلالي شكل و دو بازو در جهت بادهاي مسلط دارند . حجم برخان ها متفاوت است و حداكثر آنها تا 80 متر شناخته شده است . هر اندازه حجم آن ها كوچكتر باشد جابجايي به وسيله ي باد آسانتر و سريع تر صورت ميگيرد . از اتصال اين عارضه برخان هاي مركب ديگري تشكيل مي شوند كه مهم ترين آنها : برخانهاي w شكل ،‌برخانهاي عرضي و برخانهاي طولي مي باشند . برخانهاي عرضي در امتداد عمود بر جهت بادهاي اصلي و برخان هاي طولي در امتداد همين بادها شكل مي گيرند . تپه هاي مارپيچي با راس بسيار تيز نيز وجود دارند كه سيف يا شمشير ناميده شده اند .

از تراكم انواع تپه هاي ماسه اي ، مجموعه هاي ماسه اي كوچك تا بزرگي تشكيل مي شوند كه در بيابان هاي مختلف دنيا اسامي متفاوتي دارند . اين توده هاي ماسه اي در صحراي آفريقا ارگ ، در عربستان نفود ، در آسياي مركزي قوم و در ايران ريگ ناميده مي شوند . ريگ ها وسعت هاي متفاوتي دارند كه از چندين كيلومتر مربع ، تا حداكثر 500000 كيلومتر مربع در عربستان شناسايي شده اند .

ريگ ها از لحاظ شكل عوارض از تنوع زيادي برخوردارند . از مهم ترين نوع اين ريگها ،‌مي توان از دراآ نام برد كه از رشته هاي موازي با دالان هاي وسيع تشكيل شده است . اگر اين دالان ها از ماسه پوشيده شده باشند آن را فيج و در صورتي كه بدون ماسه باشند گاسي ناميده مي شوند . بزرگترين اشكال ماسه اي را هرم هاي ماسه اي به وجود آورده اند كه داراي قله اي تيز و بازوهاي متعددي در اطراف مي باشند . بين هر دو بازوي مجاور ، حفره اي نسبتا گود و مدور وجود دارد . ارتفاع اين هرم ها معمولا از 300 متر تجاوز نمي كند ، اما در دشت لوت ايران ، هرم هاي عظيمي وجود دارند كه ارتفاع آن ها از 450 متر بيشتر است  و حتي در چند مورد از 470 متر نيز متجاوز شده است . هنگامي كه رشته هاي ماسه اي به صورت متقاطع چهار ضلعي هايي بسازند ، آنها را آكله مي نامند . مطالعات نشان داده اند كه تقريبا تمام اشكال ماسه اي ، از برخانها تشكيل شده اند .

3 ) سيستم رودخانه اي

ويژگي هاي سيستم رودخانه اي از لحاظ انرژي :

در ژئومورفولوژي رودخانه اي ،‌انرژي رودخانه ها و جريانات رودخانه اي بيشتر حائز اهميت هستند . هر سيستمي كه داراي انرژي باشد مي تواند در جابه جايي آن سيستم نقش داشته باشد . رودخانه ها انرژي زيادي به خصوص در مواقع فعال شدن دارند . انرژي رودخانه اي بيشتر صرف حفر بستر ، حمل مواد و فرسايش داخلي آن مي شود . انرژي رودخانه اي زماني بيشتر مي شود كه سطح آب در حال حركت نسبت به مقصد در سطحي بالاتر قرار بگيرد . بنابراين انرژي پتانسيل سيستم هاي رودخانه اي ، از فاصله ي عمودي آن نسبت به سطح دريا مشخص مي گردد .

با كاهش اختلاف ارتفاع ، انرژي رودخانه كاهش مي يابد و با افزايش ارتفاع ، انرژي رودخانه اي افزايش مي يابد .

4 ) سيستم دامنه اي

فرآيند ها يا حركات دامنه اي ; جابجايي مواد بر روي دامنه

محصول عوامل هوازدگي بر روي سنگ بستر ، توليد رگوليت و انواع مختلف رسوبات است كه به صورت مواد منفصل در روي سطح زمين ديده مي شود . نيروي كشش زمين به طور پيوسته ، تمامي مواد را به سمت پايين مي كشد . سنگ بستر معمولا در محل خود ثابت مي ماند ، اما محصولات هوازدگي در روي سطح دامنه ها بر اثر نيروي جاذبه از محل و موقعيت اوليه ي خود بر اثر انواع فرايند ها به موقعيت جديد جابجا مي شوند . بنابراين خاك ، رگوليت و اغلب رسوبات در مقايسه با سنگ بستر در مقابل نيروي جاذبه بيشتر حساس بوده و مستعد به حركت و جابه جايي هستند .

انواع مختلف حركات دامنه اي تحت كشش جاذبه رخ مي دهد كه در حالت كلي حركت مواد بر اثر سنگيني ناميده مي شود . موادي كه بدين طريق جابجا مي شود از نظر ضخامت از چند سانتيمتر تا چندين متر و از نظر ميزان سرعت از يك ميلي متر در سال تا بيش از يك كيلومتر در ساعت متغير است .

حركات دامنه اي فرايندي مهم در تغييرات سطح زمين محسوب مي شوند و عواملي در رخداد نوع و شدت آنها دخيل است كه از جمله آنها مي توان به شيب و مقدار آن ،‌جنس مواد تشكيل دهنده ، نوع اقليم و وجود يا عدم وجود پوشش گياهي اشاره كرد .

 

نوع فرايند

مواد

مقدار شيب

 

انواع حركات دامنه اي و ويژگيهاي اساسي آنها

 

شرايط مناسب

سرعت

حجم و مقدار آب

خزش خاك

خاك و مواد ريز

خيلي ملايم

شرايطي كه منجر به گسيختگي خاك شده و موجب حركت رو به پايين آن شود ، مانند گرم و سرد شدگي يا تر و خشك شدگي

خيلي آرام

خشك

سوليفلكسيون

خاك اشباع ، شن و ماسه و سنگ هوازده

ملايم

شرايط كوهستاني و آب و هواي سرد ، در واقع جائيكه ذوب شدگي موجب خزش لايه سطحي اشباع موجود در روي زمين منجمد زيرين مي شود .

آرام

اشباع

جريان گلي

گل روان همراه با شن و ماسه و قلوه سنگ

ملايم

حجم زيادي از مواد منفضل و كاملا اشباع بعد از بارندگي شديد ، كه به صورت جرياني با حالت پلاستيك درآيد. در نواحي خشك و نيمه خشك شايع است .

سريع

اشباع

زمين لغزه چرخشي انتقالي

توده هاي زيادي از سنگ و مواد منفضل

نسبتا تند

سنگ هاي توده اي واقع در روي سنگ هاي سست و اشباع

سنگهاي سطحي واقع در روي سطح لغزش كه در سطوح بستره و يا گسل شكل ميگيرد .

آرام تا نسبتا سريع

مرطوب

افتانها يا

سقوط سنگ

سنگها و قطعات ويژه

خيلي تند

دامنه هايي كه مواد سنگي آنها داراي درز و شكاف كافي بوده و بر اثر يخ زدن و ذوب شدن دچار ريزش مي شود .

خيلي سريع

 

 

5 ) سيستم ساحلي

قلمرو فرسايش ساحلي نوار متغيري است كه درياها و درياچه هاي كره زمين را در بر گرفته است . درياها ممكن است جزر و مد داشته باشند . نواري كه در اثناي مد از آب پوشيده مي شود استران نام دارد. حداكثر ارتفاع مد به 20 متر نمي رسد . مجموعه ي وسعت نوار ساحلي در حدود 150000 كيلومتر مربع است . اين نوار از نظر فرسايشي بسيار فعال است . مهم ترين اعمال فرسايشي شامل اعمال مكانيكي و شيميايي و زيستي است . منشاء اعمال مكانيكي امواج و جريانهاي دريايي است . بادهاي نيرومندي مولد امواج و جريانهاي دريايي اند . امواج فشاري به سمت ساحل به امواج آزاد تبديل مي شوند و هر يك ويژگي خاص خود را دارند . اين ويژگيها از ميزان سرعت و مدت وزش و پهنه ي تحت تاثير باد حاصل مي شوند . شكل ساحل و توپوگرافي زير آب تغييرات مهمي در امواج به وجود مي آورد . اگر در مسير حركت امواج موانعي وجود داشته باشند امواج انعكاسي به وجود مي آيند . انعكاس امواج بسته به شكل مانع و زاويه ي برخورد متفاوت خواهد بود . هنگامي كه امواج در ساحل در هم مي شكنند نيروي فراواني آزاد مي شوند و همين نيرو عامل مهم شكل زايي در سواحل است . اگر ساحل ، دريابار داشته باشد ، آثار مكانيكي امواج با سواحل ملايم تفاوت خواهد داشت . امواج با فشار زياد بر جدار سنگي دريابار درهم مي شكنند . سپس در برگشت تحت تاثير پديده ي مكندگي قرار مي گيرند . دخالت امواج اغلب ريزش هايي در دريابارها به وجود مي آورند . امواج مسلح به رسوبهاي ريز و درشت سواحل سنگي را سايش مي دهند . قلمرو تخريب مكانيكي بر اثر باران امواج گاهي بر دهها متر در وراي خط ساحلي كشانده مي شود . آثار امواج ، به دليل تداوم ، بيش از ساير اعمال مكانيكي است .

جريان هاي ساحلي نيز يكي ديگر از عوامل فرسايش دريايي اند . منشاء اين جريان ها جزر و مد و امواج اند . در صورتي كه امواج آب موازي ساحل باشند برگشت آنها به صورت سطحي و عمقي خواهد بود و اعمال متفاوتي را انجام مي دهند . ولي چنانچه جريان امواج نسبت به ساحل مايل باشد در امتداد ساحل حركت مي كنند . هنگام عبور آب از گذرگاههاي تنگ ، سرعت رفت و برگشت افزايش مي يابد . در خليج هاي دهانه اي پيشروي مد دريا

با مقاومت آب هاي ورودي روبه رو مي شود ، ولي نهايتا آنها را به سمت عقب ( بالارود ) مي راند . برعكس ، در اثناي جزر ، آب بيشتر به دريا بازمي گردد . در فصل گرم ، ذوب يخ هاي ساحلي حجم عظيمي از آب را به دريا باز مي گرداند . رفت و برگشت آبها اثر قابل توجهي در شكل زايي سواحل دارند . اثر اين جريانهاي محلي به مراتب بيش از اثر جريانها عمومي اقيانوس هاست .

اعمال شيميايي و زيستي نيز در تحول سواحل نقشي به عهده دارند . فعاليت شيميايي آب به علت وجود نمك هاي محلول در آن است . مهم ترين دخالت اعمال شيميايي از طريق انحلال كربنات كلسيم و هوازدگي انجام مي شود . بيشترين اثر در اثناي مد ، بر سطح استران ، بيشتر به صورت حفره هاي متعدد ظاهر مي شود . رسوب كربنات كلسيم در داخل ماسه هاي ساحلي آنها را به ماسه سنگ تبديل مي كند . تخليه ي آب خشكيها ، محيط ساحلي را براي پديده ي انحلال مساعد مي سازد . پديده ي انحلال حتي در نواحي كم آب ، به علت وجود آلگها ، كه در تاريكي گاز كربنيك ايجاد مي كنند ، فعال است . در سنگهاي غير آهكي نيز پديده ي انحلال فعال است . تجزيه ي شيميايي آب ، بر اثر هيدروليز ، يكي از چهره هاي فعال فرسايش ساحلي است . در محيط هاي زير آب يكي از مشخص ترين نمونه هاي آن حضور صخره هاي مرجاني است . حيوانات حفار بيشتر در سنگ هاي سست فعالند . ريشه ي نباتات نمك دوست در متلاشي شدن سنگها دخالت دارند . گاهي نباتات به صورت محافظ در برابر فرسايش عمل مي كنند . ترشح اسيد از ريشه ي نباتات محيط را براي اعمال شيميايي مساعد مي سازد .


+ نوشته شده در20 / 11 / 1395ساعت 0:4توسط GIS&RS | | تعداد بازدید : 55

مطالب قبلی

» دریافت رایگان ارزدیجتال ملی
» ‌قانون مربوط به اصلاحات اراضي ‌مصوب 24 اسفند ماه 1338 ‌فصل اول - تعاریف
» کسب درامد از اولین سایت ارز دیجیتالی ایرانی
» نقشه های GIS حوزه آبخیز رودخانه شاهرود چای
» نقشه های GIS حوزه آبخیز رودخانه گلپایگان
» پایان نامه مدل‌سازی حوادث بحرانی مترو شهر تبریز در محیط GIS مطالعه موردی: خط 1 مترو
» کتاب سنجش از دور حرارتی
» مدل های رقومی ارتفاع 12.5 متری
» رنگ خاک
» آبخيزداري 2
» اهمیت زهکشی و استفاده بهینه از
» اشکال فرسایش بادی
» پدیده جهانگرمایی
» Thermal Remote Sensing in Land Surface Processes
» دانلود نرم افزار آرک هیدرو ArcHydroTools
» دانلود رایگان فیلم آموزشی سنحش از دور دکتر ولیزاده
» دانلود نقشه GIS کاربری اراضی، کیفیت مصالح، تراکم ساخت، مساحت قطعات شهر بجنورد
» دانلود دفترچه سوالات آزمون دکتری سنجش از دور و سامانه اطلاعات جغرافیایی
» منابع آزمون دکتری سنجش از دور و سامانه اطلاعات جغرافیایی
» مقطع دکتری رشته سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی
» سنجش از دور راداری
» از کدام تصاویر ماهواره ای می توان DEM استخراج کرد؟
» مقایسه تصاویر لندست ۸ و ۷
» تفاوت DEM، DTM، DSM چیست؟
» مدل رقومی زمین (DTM) چیست؟
» سنجش از دور حرارتی
» کاربرد های سنجش از دور

صفحات وبلاگ

جلوگیری از کپی کردن مطالب